... بعضی از عادت های ایرانیان نیز با عادت های دیگرشان در تضاد است . برای نمونه ، عادت دارند که مدام نام خدا را به زبان می آورند ، و خداوند را مظهر تمام کمالات می دانند ، اما هر وقت که می خواهند از کسی بد بگویند، می گویند : (( خدا او را لعنت کند! ))... ایرانیان در هر فرصتی، در کوچه، در خیابان، بارها می گویند : ((الله اکبر))، یا می گویند : ((خدای توانا _ خدای دانا_ خدای مهربان _ خدای روزی رسان)) و از خداوند می خواهند که به آنها یاری کند و آنها را ببخشد، و هر کاری را با نام خدا شروع می کنند . و حتی پیش از آن که به کاری دست بزنند، می گویند: (( ان شاءالله )) و شما وقتی می بینید کسی مدام نام خدا را به زبان می آورد، به این نتیجه می رسید که باید آدم خوب و با تقوا و خداپرستی باشد، اما در همین حال می بینید که آن شخص به هر کسی فحش می دهد و رکیک ترین کلمات رابه زبان می آورد، می بینید که این اشخاص، در هر موقعیت و مقامی که باشند، مدام با فحش دادن و نفرین کردن دهان خود را آلوده می کنند، و از هر قسمت بدن خود بی پروا نام می برند و آن را حواله زن و خواهر و خویشاوندان طرف دعوای خود می کنند. و آن بی چاره ها یعنی زن و خواهر و خویشاوندان، که در این میان کاره ای نیستند، و به هیچ کسی بدی نکرده اند، بدترین فحش ها را نصیب خود می سازند. و ما می شنویم که در هنگام دعوا و درگیری، بدترین اتهامات را به زن و بچه طرف خود نسبت می دهند و برای آنها بد ترین عقوبت ها را آرزو می کنند. و سرانجام وقتی دو طرف بد ترین فحش های عالم را نثار همدیگر کردند  و چنته آنها خالی شد، آخرین حربه لفظی را به کار می برند و به طرف خود می گویند: (( لا مذهب! بت پرست! جهود! )) یا می گویند: (( سگ مسیحی ها از تو باشرف تر است! ))