مرد هزار چهره

مرد هزار چهره به میان شما مردم می آید و با شما بر علیه رقیب شعار می دهد ... مراقب باشید!!!
مرد هزار چهره بعد از مناظرات بر خلاف جو حاکم بر اجتماع شعار می دهد تا افراد تحریک شوند ...مراقب باشید!!
مرد هزار چهره کلا بچه باحالیه... فقط رو کسی تعصب نداره ..همین!

بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد

.................

فوتبال


funny-football

بعد از سالها خداحافظی از ورزش ، +سلمان و مالک و +صابر و من به صورت ناگهانی تصمیم گرفتیم که بریم فوتبال ... رفتیم کنار زمین چمن (مصنوعی) نشستیم گفتیم ما هم یک تیمیم البته دو تیم داخل زمین به راحتی ما رو پذیرفتند ... اما داخل زمین یک آزمون روانی سنگین حداقل برای من بود . اصلا نمی تونستم با توپ ارتباط برقرار کنم یاد عموی سوبا افتادم (توپ دوست ماست)! غریزه فوتبال در من کشته شده بود و عین این شُلینگ ها تا توپ بهم میرسید میزدم زیرش یا پاس کشکی می دادم توی دروازه هم که رفتم اوضاع بهتر از این نبود اصلاْ نمی تونستم توپو با دست بگیرم(البته این مورد سابقه داره)خلاصه فشار سنگین روانی رو تحمل می کردم اینکه بچه های دور زمین دارند الان به من به عنوان یک .. نگاه می کنند .
البته مشکل من یکی تنها نبود تیم کلا نفس نداشت (امان از رفیق بد)...به هم نمی تونستیم دو تا پاس درست بدیم... اصلا روی دروازه شوت نمی کردیم و خلاصه اینکه همه بازی ها رو گلهای بسیار زیبا و مفت خوردیم و باختیم ... 
ولی بازی به بازی بهتر می شدیم تا اینکه در بازی آخر جو گیر شدیم گفتیم باید این بازی رو ببریم .
حالا دیگه سلمان قیچی میزد وسط بازی(که دستش فکر کنم داغون شد)، بچه های پاس کاری های بارسلونایی می کردند، جانفشانی میکردم و تکل های خشن میزدم (که البته زانوم هم دهنش سرویس شد)و بالاخره ما بردیم سه بر دو .
در آخر به عنوان یک تجربه  چمن مصنوعی  از آسفالت هم بدتره! جو گیر نشید عین موکته...

+ سلمان و مالک از اعضای اتاق ۲۸۶ هستند ( هم بالکن )
+ صابر هم اتاق امین هست که امین کرمونی هست و هم دانشگاهی سابق و الان.