ما هم مشکل دار شدیم رفت...
من اعتراف میکنم که انسان محافظه کاری بودم و هستم .
فهمیدن همین موضوع بودکه مرا واداشت برای تشدید نشدن این خصیصه و تبدیل آن به یک اضطراب و ترس مداوم ،یک کم اقدام شجاعانه انجام بدهیم.
همین شد که جیک و پیکمونو پیش همه بچه ها رو کردم ، وبلاگ زدم توی پروفایلشم هرچی تونستم نوشتم و ...
اما وقتی که قضایای اخیر پیش اومد نه یک باتوم خوردم و نه یک شعار تند دادم (یعنی نمی خواستم دیده بشم) جوری که داد همسایه ها در اومد!(دیروز تو مسیر دانشگاه راننده وقتی فهمید دانشجوی اینجام با تعجب گفت که الان پیرزنه با نوه ش میاد تو تجمع ،پس چرا من شما رو ندیدم؟!)
اینها رو گفتم که بگم با این وجود مثل اینکه همونطور که قبلاً پیشبینی کرده بودم به ما خوابگاه ندادن اما نه به همین راحتی.
وقتی اومدم ببینم چی شده گفتند اسمتون هست ولی مثل اینکه اسمتون از حراست اومده من برای اینکه مطمئن بشم رفتم پیش مسئول بلوک آقای پاکدل دیدم بعله اتاقمونو دادند و شده ۲۹۹. البته گفت که زیادی زود اومدی ۲۶ ام خوابگاهو تحویل میدن اون مسئله هم انشالله که چیزی نیست.
همینو گفت و ما هم خام شدیم اصلاً نرفتم حراست به جاش رفتیم سینما فیلم تردید که چسبید. حالا که فیشو پرداختم فهمیدم که نه قضیه جدیه.
امروز هم پیش مسئول پرونده بودم ،حرفی که تکرار می کرد این بود که شما ورودی ۸۶ هستین و به شما خوابگاه تعلق نمیگیره وقتی که گفتم اسممو تو لیست دیدم ،که اتاقمون هم مشخص شده، فیش هم پرداختم گفت حالا چهارشنبه بیا با هم صحبت میکنیم امروز ثبت نامه سرم شلوغه من هفته پیش منتظر شما بودم ، در ضمن به هم اتاقیهاتون هم اطلاع بدین که به فکر جا باشند!
حالا من نفهمیدم واقعاً چی شده ، نه به اون اطلاعیه که نوشته کارشناسی ارشد های ۸۶ مشمول سنوات میشن باید اضافه پرداخت کنند . وهر کی رو هم که میشناختیم بهش خوابگاه دادن حتی به ما هم دادن و نه به این حرفشون.
جدا از این قضایا من دلم برای اون ۸۶۴۰۰۰ ریالم مسوزه که ممکنه از جیبم بره!
فهمیدن همین موضوع بودکه مرا واداشت برای تشدید نشدن این خصیصه و تبدیل آن به یک اضطراب و ترس مداوم ،یک کم اقدام شجاعانه انجام بدهیم.
همین شد که جیک و پیکمونو پیش همه بچه ها رو کردم ، وبلاگ زدم توی پروفایلشم هرچی تونستم نوشتم و ...
اما وقتی که قضایای اخیر پیش اومد نه یک باتوم خوردم و نه یک شعار تند دادم (یعنی نمی خواستم دیده بشم) جوری که داد همسایه ها در اومد!(دیروز تو مسیر دانشگاه راننده وقتی فهمید دانشجوی اینجام با تعجب گفت که الان پیرزنه با نوه ش میاد تو تجمع ،پس چرا من شما رو ندیدم؟!)
اینها رو گفتم که بگم با این وجود مثل اینکه همونطور که قبلاً پیشبینی کرده بودم به ما خوابگاه ندادن اما نه به همین راحتی.
وقتی اومدم ببینم چی شده گفتند اسمتون هست ولی مثل اینکه اسمتون از حراست اومده من برای اینکه مطمئن بشم رفتم پیش مسئول بلوک آقای پاکدل دیدم بعله اتاقمونو دادند و شده ۲۹۹. البته گفت که زیادی زود اومدی ۲۶ ام خوابگاهو تحویل میدن اون مسئله هم انشالله که چیزی نیست.
همینو گفت و ما هم خام شدیم اصلاً نرفتم حراست به جاش رفتیم سینما فیلم تردید که چسبید. حالا که فیشو پرداختم فهمیدم که نه قضیه جدیه.
امروز هم پیش مسئول پرونده بودم ،حرفی که تکرار می کرد این بود که شما ورودی ۸۶ هستین و به شما خوابگاه تعلق نمیگیره وقتی که گفتم اسممو تو لیست دیدم ،که اتاقمون هم مشخص شده، فیش هم پرداختم گفت حالا چهارشنبه بیا با هم صحبت میکنیم امروز ثبت نامه سرم شلوغه من هفته پیش منتظر شما بودم ، در ضمن به هم اتاقیهاتون هم اطلاع بدین که به فکر جا باشند!
حالا من نفهمیدم واقعاً چی شده ، نه به اون اطلاعیه که نوشته کارشناسی ارشد های ۸۶ مشمول سنوات میشن باید اضافه پرداخت کنند . وهر کی رو هم که میشناختیم بهش خوابگاه دادن حتی به ما هم دادن و نه به این حرفشون.
جدا از این قضایا من دلم برای اون ۸۶۴۰۰۰ ریالم مسوزه که ممکنه از جیبم بره!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۶/۳۰ ساعت 15:8 توسط علی
|
در این وبلاگ اعضای اتاق 288 سابق خوابگاه شهید بهشتی، قلم فرسایی می کنند.