تبليغاتX
اتاق 288 - مصاحبه تلویزیونی!
 قضیه از این قرار بود که من و صادق و احسان رفته بودیم همایش "گفتارهای خانه" که فرهنگستان هنر و مركز رويدايدهاي معماري ايران برگزار میکردند بعد حین سخنرانی موبایلم زنگ زد ، رفتم بیرون که جواب بدم دیدم دارند با یک بچه مصاحبه میکنند من کنجکاو شدم ببینم تو این همایش بسیار .... واقعاً داره چی از این بچه میپرسه ... خلاصه یک کم وایسادم نگاه کردم ، چیزی دستگیرم نشد رفتم بیرون یک چرخی زدم و برگشتم که دیدم من هم برای مصاحبه کنندگان ایجاد کنجکاوی کردم ! گفتند بیا یک مصاحبه ۵ دقیقه ای باهات میکنیم خیلی ساده و خودمونی ! سر و وضع و تیپ که بسیار تا بسیار افتضاح بود ! و نه اینکه من خیلی آدم سخنور و جسور و پررویی ... هستم به  هر چیزی متوسل شدم تا خودمو از این مهلکه نجات بدم ! ولی فایده نداشت خلاصه ۱،۲،۳ گفت و شروع کرد به پرسیدن:
آقا اینجا کجاست؟
کاراکتر خانه شما چیست ؟
تاثیر اجتماع بر خانه شما چیست؟
آیا رابطه ای بین خانه شما با جامعه وجود دارد و چگونه است و اگر هست با ذکر مثال توضیح بدین ؟
 

(خوب سوال آخری اغراق شده!) این سوال ها توی این همایش هم نتونستن بهشون جواب بدن حالا جواباشو از من می خواست!  با کلی کج کوله کردن سر و صورت ، صدای لرزان و ذهنی پریشان !
چهار تا جفنگ شرم آور گفتم . البته آقای مصاحبه گر گفت خوب بود همینو میخواستم حالا چی میخواست و نمی دونم...

+ نوشته شده در جمعه 1387/12/16ساعت 12:16 توسط علی | Balatarin